تبليغاتX
و اما عشق!!!

و اما عشق!!!

این عشق الهیست.حق لایتناهیست.این شور خداییست!

دلم گرفته.خیلی...

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 12:30  توسط mohammad  | 

عاشقانه

محمد-زمستان۸۵

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 12:23  توسط mohammad  | 

دوست دارم.......

 

اگه کسي رو دوست داشته باشي , نميتوني تو چشماش زل بزني ,نميتوني دوريشو تحمل کني , نميتوني بهش بگي چقدر ميخوايش ,نميتوني بهش بگي که چقدر بهش نياز داري...براي همينه که عاشقا ديونه ميشن.

حالا کي ديوونه است ؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 12:19  توسط mohammad  | 

عاشق ترین عاشق

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 12:18  توسط mohammad  | 

زندگي......

زندگي رسم خوشايندي است .
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ ،
پرشي دارد اندازه ي عشق .
زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه ي عادت از ياد من و تو برود.
زندگي جذبه ي دستي است كه مي چيند .
زندگي نوبر انجير سياه ، در دهان گس تابستان است .
زندگي ، بعد درخت است به چشم حشره .
زندگي تجربه ي شب پره در تاريكي است .
زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.
زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد.
زندگي ديدن يك باغچه از شيشه ي مسدود هواپيماست .
خبر رفتن موشك به فضا ،
لمس تنهايي « ماه » ،
فكر بوييدن گل در كره اي ديگر .
 

زندگي شستن يك بشقاب است .
 

زندگي يافتن سكه ي دهشاهي در جوي خيابان است .
زندگي « مجذور » آينه است .
زندگي گل به « توان » ابديت ،
زندگي « ضرب » زمين د رضربان دل ما،
زندگي « هندسه ي» ساده و يكسان نفس هاست .
 

هر كجا هستم ، باشم ،
آسمان مال من است .
پنجره ، فكر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است .
چه اهميت دارد
گاه اگر مي رويند
قارچ هاي غربت ؟

محمد-زمستان۸۵

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 12:13  توسط mohammad  | 

متن هاي قشنگ شما

دوباره سلام.من اومدم.حالتون چطوره.............
از امروز تصميم گرفتم نظرات و مطالب جالبتون را بزارم رو صفحه اصلي.براي شروع كار هم اين اوليشه!!!


lllبوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است.lll
(دوست عزيزم عسل خانوم)
از متن هاي قشنگ همتون استقبال مي كنيم.قربون همتون برم و.....
bye ta hiiiii
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 11:1  توسط mohammad  | 

يك روز ميميرم از پا ميافتم.......

به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشي يك روز ميميرم از پا ميافتم.

به توگفتم خودمو ميكشمو پر ميزنم تو آسمونا بگو گفتم يانگفتم؟ بگو گفتم يا نگفتم

به تو گفتم زنده ام با نفس خيال چشمات چشاتم تنهام گذاشتن

حالا من موندم و اشك و بغض و آه و تك ستاره ي تو و من بگو گفتم يا نگفتم؟



مگه بت نگفته بودم بي تو روزگار من تيره و تار

حالا يادگار من بعد سفر كردن تو طناب دار

ديگه جون نداره دستام آخر قصه رسيده

عطر تو مثل نفس بود واسه اين نفس بريده



به تو گفتم بعد رفتنت اگه نباشي يك روز ميميرم از پا ميافتم

به تو گفتم خودمو ميكشمو پر ميزنم تو آسمونا بگو گفتم يا نگفتم؟ بگو گفتم يا نگفتم؟

به تو گفتم زنده ام با نفس خيال چشمات چشاتم تنهام گذاشتن

حالا من موندم و اشك و بغض و آه و تك ستاره ي تو و من بگو گفتم يا نگفتم؟



مگه بت نگفته بودم بي تو روزگار من تيره و تار

حالا يادگار من بعد سفر كردن تو طناب دار

ديگه جون نداره دستام آخر قصه رسيده

عطر تو مثل نفس بود واسه اين نفس بريده



مگه بت نگفته بودم بي تو روزگار من تيره و تار

حالا يادگار من بعد سفر كردن تو طناب دار

ديگه جون نداره دستام آخر قصه رسيده

عطر تو مثل نفس بود واسه اين نفس بريده



مگه بت نگفته بودم بي تو روزگار من تيره و تار

حالا يادگار من بعد سفر كردن تو طناب دار

ديگه جون نداره دستام آخر قصه رسيده

عطر تو مثل نفس بود واسه اين نفس بريده
محمد--زمستان85
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 10:49  توسط mohammad  | 

به كسي دل نبند .....

به كسي دل نبند چون به تو دل نمي بندد ، خودت را به كسي نباز چون به زندگي در دنيا مي بازي ، با خودت بازي نكن كه در اين بازي بازنده مي شوي . برايش نامه ننويس چون نه برايت مي نويسد نه به تو فكر مي كند ، به يادش نباش كه به يادت نيست و با او نمان كه با تو نمي ماند . بي او نمير كه تو را ميميراند و خود نمي


ميرد ، برايش دادوفغان راه نينداز كه آن سر دنيا براي خود عروسي به پا مي كند . خانه دلت را برايش باز نكن كه مهمان دو روزه ات مي شود و مي رود . نگذار زير سايه وجودت ، زير سايه نگاهت مامن گزيند كه زيركانه با تبر از ريشه تو را قطع مي كند . جام وجودت را در دستانش قرار نده كه چند پياله شراب مستانه از وجودت مي خورد و جام را مي شكند !!! به او بها نده كه براي وجودت بهائي قائل نمي شود ، به او رو نده كه از سر و كولت بالا مي رود و با وجودت بازي مي كند . اصلاً با او نباش ، بهترين راه ممكن همين است كه بي او باشي ، بي او سپري كن ، بي او نفس بكش ، بي او بمان ، بي او بي وجود آزار دهنده او آزاد باش .....
محمد-زمستان85
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 14:31  توسط mohammad  | 

اينم اولين پست زمستان

سلام عزيزان.خوبين.سلامتين.دماغتون چاقه..........................
امروزگفتم شخصا براتون بنويسم و از نظراي قشنگتون تشكر كنم.و سبد سبد گل ياس را تقديم به روي گل همتون بكنم.(قابل توجه دوستاني كه ميگن من گل نميدم).
من فقط مي خواستم از همتون مخصوصا كسايي كه 6 تا 6 تا نظر ميدن (قابل توجه عزيزاني كه نظر نميدن)تشكر كنم.فعلا در پناه ايزد منان.
خوشا انان كه در عشق جان باختند.سروجان هم دل و ايمان باختند.كس نداند مقام عاشقان را.كه هر چه داشتند همه آسان باختند.....
+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 11:44  توسط mohammad  | 

شب يلداي من


شـمــا را گر شــب یـلـدا بــلـند ه // مـرا لیـست طلـبـکارا بــلـند هاز اول شانس و اقبالم کج افتاد // زمـانـه نـاقلا بـا مـن لـج افتاداگرچه بخت من چون شام تاره // در اون بـالا نـدارم یـک ستارهولی هـنـدونــه ام در شـام یـلـدا// سـفـیـدیـّش بـوُد چون شیر گاواانارم تُـرش و گـردوهـام پـوچه // وچشـمـان زنــم افسوس لـوچهبُــود آجـیـل تـلخ و سیب ها کال // وقطعاً می شود وارونـه ام فـالخــلاصه در شــب یــلــدا ی بنده // بُـود اوضـاع و حـالـم باب خنده
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 8:31  توسط mohammad  | 

شب يلدا

عمرتون 100شب یلدا

دلتون قد یه دریا

توی شبای سرما

یادتون همیشه با ما

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 8:29  توسط mohammad  | 

برای تو



یادت هست ان روزها که می نشستیم در انتظار غروب دریا

یادت هست ان شبها که می رفتیم نم نمک با باران

تو از حس مشترک می گفتی

اما چه زیبا دروغ می گفتی

تو از روح مشترک می گفتی

اما چه زیبا دروغ می گفتی

نگاهم کن! صورتم زخمی است از خراش کینه تو

نگاهم کن! روحم زخمی است از خراش طعنه تو



فریاد

30آذر-۸۵
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 7:53  توسط mohammad  |